خرید بک لینک
کل روایت داستان در آلمان است در حالیکه مرتب عباس به مرور خاطرات خود در ایران میپردازد و در گذشته غرق می شه و خود را با محیطی که در آن زندگی می کند بیگانه مییابد عباس همزمان با روایت اتفاقات روزانه اش به بازگو کردن خاطراتش با میرزا عبدالله، پدر و مادرش و پری میپردازهپدری که راننده کامیون بوده و و دیگه برنمیگرده اما هر ماه پاکت سیمانی به عنوان سهمیه اداری اش برای خانواده اش فرستاده میشهپری ،معشوقه ِ عباس که در یک تظاهرات دانشجویی دستگیر و بعد اعدام میشهو مادرش زنی که بعد از فوت شوهرش با خیاطی ،پسر

برچسب: نویسنده: شیوا موسوی‌پور تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 21:28

فریدون امانی مدیر کمپانی لاستیک ( بی. اف. گودریچ) است که پنج فرزند(چهار پسر و یک دختر) دارهبرادر فریدون یکی از فداییان اسلام بوده که به اتهام ترور نخست وزیر اعدام شده.برای همین فریدون امانی تمام تلاشش میکنه تا اعتماد شاه و درباریان رو کسب کنه و نشون بده که او وخانواده اش با سیاست میانه ای ندارد و سرش به زندگی خودش گرم است.اما وقتی پسرهای فریدون بزرگ میشن ،چهار نماینده اصلی احزاب سیاسی میشن.پسر بزرگش ایرج پیش از انقلاب به خاطر فعالیت سیاسی به زندان میافته و با باز شدن در زندان اوین و آزاد سازی زن

برچسب: نویسنده: شیوا موسوی‌پور تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 21:28

دلت غنچ میره که یه عکس تازه ازش ببینی جونت در میره برای یه لحظه شنیدن صداش .... برای لحظه های باهم بودنتون ... میدونی اول و آخرش فقط اون هست و بس اما اما وقتی میبینیش و لباسشو .ظاهرشو نمیپسندی اخم میکنی . مسخره اش میکنی، نمیخوای باهاش چشم توچشم بشی اما وقتی باهاش حرف میزنی و یه کلمه مخالف ِتو حرف میزنه وقتی با عصبانیت و بی حوصلگی حرف میزنه تمام عزمتو جزم میکنی که بدترین کلمات رو پیدا کنی و بهش بفهمونی اگه تو عصبانی هستی من بیشتر! اگه تو بی حوصله ای من

برچسب: نویسنده: شیوا موسوی‌پور تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 21:28

این کتاب نه شعر بود نه داستان! چیزی که در این کتاب به عنوان داستان میخونیم ، در واقع داستان نیست، ماجراى بازگشت پیامبری به نام المصطفی به باغی است که ارامگاه پدر و مادرشه و در ادامه کتاب، سخن گفتن این پیامبر با پیروانش است یه ماجرا ساده بدون هیچ طرح داستانى و هیجانی. در واقع در این کتاب نویسنده باورها و احساساتش در مورد زندگى و اخلاق را، با نثری شاعرانه و با عبارت‏هاى پرآب و تاب از زبان پیامبر نوشته و سعی میکنه به خواننده تلقین کنه و قسمت دوم کتاب نام

برچسب: نویسنده: شیوا موسوی‌پور تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 21:28

هواپيمايي حامل تعدادي پسربچه در جزيره‌اي پرت و دورافتاده سقوط مي‌کنه.پسرانی 6تا 12 ساله در جزیره ای متروک ،بی سرپرست وبدون قانون رها می شوند داستان با مکالمه بین رالف و خوکه آغاز میشه رالف با پیدا کردن یک صدف بزرگ و دمیدن در اون ،سایر پسران نجات یافته که در جزیره پراکنده بودند رو جمع میکنه .جک و بچه های گروه آواز که بعدا به جمع پسران میپیوندند همه ریاست رالف رو قبول میکنند در داستان رالف پسری شجاع اما تا حدودی بی خیاله که اصرار زیادی به روشن کردن و

برچسب: نویسنده: شیوا موسوی‌پور تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 21:28

#اسپارتاکوس / اثر:هاوارد #فاست/ مترجم ذبیح الله #منصوری این کتاب طبق زندگی اسپارتاکوس یک برده ازسرزمین تراس است اسپارتاگوس برده و برده زاده بوده . درجنگی، اسیر ارتش روم میشه و به معدن طلای نوبه (که از جهنم بدتر بوده )تبعید میشه .بعدها باتیاتوس(یکی از برده عرضهان معروف) اسپارتاکوس را از صاحبان معدن میخره و به بنگاه گلادیاتوری خود در شهر گاپو میبره. اسپارتاکوس در رم در مدرسه تعلیم گلادیاتورها سالها آموزشِ جنگیدن و رزم میبینه.

برچسب: نویسنده: شیوا موسوی‌پور تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 21:28

این کتاب ظاهرا داستان واقعی است از زندگی شبح ِترسناکی در ساختمان اپراي پاريس . نویسنده با نوشتن این کتاب سعی در برملا کردن اسرار این شبح مرموز و مخوف دارد او این چنین می‌گوید: “اول کمی مشکوک بودم؛ اما وقتی “ایرانی” با خلوص کودکانه‌اش هر چه را که درباره شبح می‌دانست، برایم تعریف کرد و مدارک وجود شبح را در اختیارم گذاشت دیگر تردید نکردم. نه! نه! شبح افسانه نبود! افرادی که در این ساختمان اپرا کار میکنند ظاهرا وجود شبح را قبول ندارند و آن را بیشتر یک شوخی

برچسب: نویسنده: شیوا موسوی‌پور تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 21:28

این کتاب داستان زندگی دختری به نام ایزابلا (بلا) است که پدر و مادرش از هم جدا شده اند . داستان از تصمیم ایزابلا ابتدا میشه، او که با مادرش زندگی میکنه تصمیم میگیره از فونیكس همیشه آفتابی، به فوركس همیشه بارانی برود تا با پدرش چارلی زندگی كنه. روزی که بلا وارد مدرسه نوینش در فورکس میشه یا برخورد گرم بچه ها (مایک ، اریک، ... ) روبرو میشه همه غیر از پسری به اسم "ادوارد كولن". وقتی برای اولین بار بلا سرکلاس در کنار ادوارد میشینه با بی اعتنایی شدید و عصبانیت بی

برچسب: نویسنده: شیوا موسوی‌پور تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 21:28

ژرار برای انجام رساله اش در مورد خطابه های بوسوئه به سفارش استادش (آلبر دنو) راهی خانه آقای فلوش عمارت "کارفورش“ می شود آقای فلوش و همسرش در این خانه تنها زندگی نمیکنند و در واقع همانطور که بعدا ژرار متوجه میشود . عمارت متعلق به آقای دوسنت اورئول و همسرش هست که با آنها در این خانه زندگی میکنند اقای اورئول و همسرش ،نوه کوچک و علیلی (کازیمیر) دارند که با آنها زندگی می کند و برای آموزش این کودک کشیشی استخدام کرده اند که همراه آنها درملکشان زندگی میکند .

برچسب: نویسنده: شیوا موسوی‌پور تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 21:28

صفحه بندی